دست نوشته یک نیم ساله!
بالاخره ما هم نیم ساله شدیم 186روز از عمر مبارکمون گذشت مامان نیلوفر مشغول جمع کردن وسایل خونه است و وقت نمیکنه وبلاگمو UP کنه. منم از فرصت استفاده کردم و تصمیم گرفتم خودم مطالب اینماهو بنویسم!!! تازه از کیبورد هم بلدم استفاده کنم با دست میکوبم روی دکمه هاش. عاشق صدای چقچق دکمه های کیبوردم. مامان نیلوفر همه اش میگه نکن. من نمیدونم مگه این وسایلو برای بازی ما نی نیها نساختن؟ پس چرا همه اش میگن دست نزن؟ مامان نیلوفر این روزا سرش خیلی شلوغه. میگه تا چند روز دیگه اسباب کشی داریم و میریم خونه جدیدمون. وقتی با بابا شهرام حرف میزدن من دزدکی گوش دادم بابام میگفت خیلی خوبه از دست آپارتمان نشینی راحت میشیم. خون...
نویسنده :
مامان نیلوفر
10:59


