بفرمایید هندونه!
امسال برخلاف هرسال که شب یلدا خونه پدرجون(پدر من) بودیم، رفتیم خونه آقا جون (پدر بابا شهرام). جالب اینکه همه فامیلای ما خونه پدر جون جمع بودن و خونه ی آقا جون فقط ما بودیم!!! و اولین شب یلدای "تو" کاملا خلوت برگزار شد . هرچند آقاجون خیلی زحمت کشیده بود و کلی آجیل و میوه و انار و هندونه خریده بود ولی فکر نکنم "تو" فرق امشبو با شبهای دیگه متوجه شده باشی. و طبق معمول هرشب ساعت 10 لالا فرمودی و چیزی از اون همه خوراکی خوشمزه میل نکردی! یلدا بلندترین شب ساله. هرچند تفاوتش با شب قبلش فقط 1 دقیقه است اما همین یه دقیقه بیشتر پیش هم بودن ارزش اینو داره که براش جشن بگیریم. واژه «یلدا» ب...
نویسنده :
مامان نیلوفر
23:55



