بفرمایید هندونه!

امسال برخلاف هرسال که شب یلدا خونه پدرجون(پدر من) بودیم، رفتیم خونه آقا جون (پدر بابا شهرام). جالب اینکه همه فامیلای ما خونه پدر جون جمع بودن و خونه ی آقا جون فقط ما بودیم!!! و اولین شب یلدای "تو" کاملا خلوت برگزار شد .

هرچند آقاجون خیلی زحمت کشیده بود و کلی آجیل و میوه و انار و هندونه خریده بود ولی فکر نکنم "تو" فرق امشبو با شبهای دیگه متوجه شده باشی. و طبق معمول هرشب ساعت 10 لالا فرمودی و چیزی از اون همه خوراکی خوشمزه میل نکردی!


یلدا بلندترین شب ساله. هرچند تفاوتش با شب قبلش فقط 1 دقیقه است اما همین یه دقیقه بیشتر پیش هم بودن ارزش اینو داره که براش جشن بگیریم.
واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر(میترا) یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند و از این رو به دهمین ماه سال دی میگفتند که ماه تولد خورشید بوده[۱]

بفرمایید هندونه...

و اینطور بود که "تو" وارد دهمین ماه تولدت شدی...


بفرمایید هندونه!
